روستای ده‌برآفتاب را بیشتر بشناسیم-قسمت چهارم-تفریحات و سرگرمی ها سادات ده بر آفتاب

روستای ده‌برآفتاب را بیشتر بشناسیم-قسمت چهارم-تفریحات و سرگرمی ها سادات ده بر آفتاب

تفریحات و سرگرمی ها

      تفریحات و سرگرمی ها نیز مانند دیگر جنبه های زندگی با تأثیر پیشرفتهای تکنولوژیکی و تغییر شیوه های ارتباطی مردم با یکدیگر نسبت به گذشته تفاوت زیادی پیدا کرده است. در روستای ده برآفتاب به این علّت که مردم غالباً از امکانات زندگی نسبتاً یکسانی برخوردار بودند و هر از چند گاهی در موقع معین به حوالی روستا کوچ می کردند ( جهت تعلیف دامها در اواخر بهار و تابستان ) ارتباطات آنان نزدیک تر بوده و تفریحات و سرگرمی های آنان نیز در زندگی شان جایگاه بهتری نسبت به امروز داشت. با ورود برق و تلویزیون به درون خانه ها دامنه ارتباطات محدودتر گشته و زمان بیشتری را بخود اختصاص داده است. و همچنین ورود سرگرمی های جدید و امکان با سواد شدن افراد باعث گردیده تا بسیاری از تفریحات سنتی فراموش گردند و فقط گاهی از جهت دلزدگی از تفریحات وارداتی و نامأنوس با روحیه این مردم به بازیها و سرگرمی های گذشته رو بیاورند. بازیهای محلی که ذکر آنها در صفحات آینده خواهد رفت در گذشته با رونق بیشتری رواج داشته و اکنون فقط در زمانهایی که مردم امکان گردشدن دور هم را می یابند اجرا می گردند مانند عید نوروز یا تعطیلات تابستانی که عده ای از افراد با هم باشند.

تفریحات و سرگرمی ها

      تفریحات و سرگرمی ها نیز مانند دیگر جنبه های زندگی با تأثیر پیشرفتهای تکنولوژیکی و تغییر شیوه های ارتباطی مردم با یکدیگر نسبت به گذشته تفاوت زیادی پیدا کرده است. در روستای ده برآفتاب به این علّت که مردم غالباً از امکانات زندگی نسبتاً یکسانی برخوردار بودند و هر از چند گاهی در موقع معین به حوالی روستا کوچ می کردند ( جهت تعلیف دامها در اواخر بهار و تابستان ) ارتباطات آنان نزدیک تر بوده و تفریحات و سرگرمی های آنان نیز در زندگی شان جایگاه بهتری نسبت به امروز داشت. با ورود برق و تلویزیون به درون خانه ها دامنه ارتباطات محدودتر گشته و زمان بیشتری را بخود اختصاص داده است. و همچنین ورود سرگرمی های جدید و امکان با سواد شدن افراد باعث گردیده تا بسیاری از تفریحات سنتی فراموش گردند و فقط گاهی از جهت دلزدگی از تفریحات وارداتی و نامأنوس با روحیه این مردم به بازیها و سرگرمی های گذشته رو بیاورند. بازیهای محلی که ذکر آنها در صفحات آینده خواهد رفت در گذشته با رونق بیشتری رواج داشته و اکنون فقط در زمانهایی که مردم امکان گردشدن دور هم را می یابند اجرا می گردند مانند عید نوروز یا تعطیلات تابستانی که عده ای از افراد با هم باشند. تعدادی از این بازیها منشأ اعتقادی و خرافی داشته وعده ای دیگر بدلیل شرایط زیست محیطی و یا اجتماعی بوده اند که مردم به ابداع آنها همّت گمارده اند.از نوع اول هدرسه (Hadersah) و از نوع دیگر آن چوب بازی را می توان نام برد. که در چوب بازی روحیه ستیز و نبرد در آن مشاهده می گردد و همچنین آمادگی جسمانی فرد را برای دفاع فراهم می کند و با الاختر که فرد را با اندامی ورزیده جهت زندگی در طبیعت خشن کوهستان آماده می کند و یا کلکلهKelkele bard ) (که با پرتاب سنگ و شانه گیری هدف خاصی هم بازوهای افراد آماده و قوی می شود و همچنین در نزاعهای دسته جمعی وسیله ای که در دسترس همه است سنگ می باشد. تمرینی است برای دقیق تر زدن طرف مقابل و یک دلیل دیگر شاید این باشد که در گذشته بدلیل وجود جنگلهای انبوهی که وجود داشته و حیوانات زیادی در آن زیست می کرده اند و نبود اسلحه گرم برای دفاع از خود ، آنان را وادار می کرده که از ابتدایی ترین وسیله یعنی سنگ استفاده کنند و همچنین برای شکار حیوانات و پرندگان حلال گوشت از آن بهره می برده اند.

 

بازیهای محلی[۱]

 –هدرسه ، Hadersah :

هدرسه ، هدرسه ، بارون بزن به کاسه. این بازی نشانگر یکی از اعتقادات مردم می باشد که در مواقع خشکسالی برای باریدن باران انجام می گیرد. بدین گونه است که :

تعدادی از افراد روستا جمع شده و هر یک دوعدد سنگ برداشته آنها را به همدیگر می زنند و هماهنگ با صدای سنگها این آواز را بصورت دسته جمعی می خوانند «هدرسه ، هدرسه ،  بارون بزن به کاسه » در برخی مناطق بجای سنگ از چوب استفاده می کنند و در حال خواندن آواز و زدن چوب به زمین بطرف منازل حرکت
می کنند به در هر خانه که می رسند افراد خانه مخفیانه به روی آنان آب می پاشند. در اینموقع بچه ها می گویند
  « اوشه که دی ، دونشه هم بیه » یعنی آبش را دادی دانش را هم بده سپس صاحبخانه مقداری آرد به آنان می دهد. آنان در مکانی جمع شده آردهای جمع آوری شده را به خمیر تبدیل می کنند و یک سنگریزه در خمیر می اندازند و آنرا چانه می کنند و هر یک از افراد به دلخواه چانه ای را بر می دارند. فردیکه مسئول خمیر کردن است می داند که سنگریزه در کدامیک از چانه هاست و چه کسی آنرا بر می دارد. فوراً دست او را گرفته و چانه را بررسی می کنند و معتقدند که تقصیر این فرد بوده که باران نیامده است بنابراین شروع به کتک کاری فرد مورد نظر می کنند. تا اینکه چند نفر از معتمدین ضامن او شده و تعهد می نمایند که در یک مدت معینی ۴ تا ۱۲ روز باران میبارد. چنانچه باران نبارد فرد یا افراد ضامن را حاضر کرده و کتک کاری می نمایند تا اینکه باز شخص دیگری ضامن آنها شود. این عمل بهمین ترتیب ادامه پیدا می کند تا زمانیکه باران ببارد.

 

کلی ، Keli

      در این بازی افراد به دو دسته تقسیم می شوند و در دو طرف زمین قرار می گیرند . دو قطعه چوب یکی حدود ۳۰ سانتی متر و دیگری حدود یک متر آماده نموده و شیاری که حدوداً به طول ۲۰ سانتیمتر و عرض ۱۰ سانتی متر و عمق ۱۰ سانتی متر در زمین ایجاد می کنند و چوب ۳۰ سانتی متری که به چوب کلی معروف است را روی شیار قرار می دهند ( بطور افقی ) و با چوب بزرگتر کلی را از زمین بلند کرده بطرف گروه مقابل پرتاب می کنند. افراد گروه مقابل نیز هر کدام چوبی با اندازه های مختلف در دست دارند و هنگامیکه چوب کلی بطرف آنها پرتاب می شود سعی می کنند قبل از آنکه به زمین بیفتد با چوبهای خود کلی را در هوا بزنند. اگر کلی زده شد فردیکه آنرا پرتاب کرده دیگر نمی تواند کلی را پرتاب نماید و گاهی کلی در هوا توسط یکی از افراد گروه مقابل گرفته می شود و به پشت گودال انداخته می شود در این موقع هفت بیست به حساب می آید. اگر چوب کلی زده یا گرفته نشود گروه اول چوب بزرگتر را روی شیار قرار می دهند و گروه مقابل سعی می کنند که با چوب کلی چوب برگتر را بزنند. چنانچه زده شود شخصی که در کنار گودال چوب کلی را پرتاب نموده دیگر نمی تواند آنجا بازی کند اگر بازی دو نفر باشد جایشان عوض می شود و در صورتیکه تعدادشان از دو نفر بیشتر باشد فرد دیگری از همان گروه کلی را روی گودال قرار داده و بطرف گروه مقابل پرتاب می کند و باز به همان ترتیب عمل می شود و چنانچه کلی و چوب بزرگتر هیچکدام زده نشوند هنگام پرتاب کلی بطرف چوب بزرگ فرد مزبور چوب بزرگ را برداشته و روی یکی از دو طرف کلی میزند و هنگامیکه از زمین بلند شد باید به سرعت به کلی زده تا از شیار فاصله بیشتری بگیرد. این عمل تا سه مرتبه تکرار می شود و فاصله بین شیار و کلی را با چوب بزرگ اندازه گرفته چنانچه با احتساب ضربات وارده بر کلی و فاصله بین شیار و کلی از بیست بیشتر باشد بعنوان امتیاز گروه اول در نظر گرفته می شود و اگر فردی از همین گروه قبلاً بازی را باخته بود با این امتیاز به بازی بر می گردد. بازی به همین ترتیب دنبال می شود تا زمانیکه همه افراد کلی را پرتاب کرده باشند.

 

هیلو  Hiloo

      هیلو که همان تاب است و لی با استفاده از طناب که روی شاخه درختی می بندند استفاده می شود.

برف بازی – گره برفی ( Gera barfiy

این بازی هنگام زمستان و در روزهای برفی انجام می گیرد. بچه هائیکه می خواهند بازی را اجرا نمایند به دو گروه تقسیم شده و در فاصله ای دور از هم قرار می گیرند و سپس بازی آغاز می شود. در این موقع برف را با دستهای خود جمع کرده و آنرا فشار می دهند تا به شکل گلوله های گرد و محکم در آید آن وقت آنها را بسوی یکدیگر پرتاب می نمایند. این بازی از جمله بازیهایی است که احتمال دارد در خاتمه به دعوا و زد و خورد بیانجامد زیرا ممکن است برف به چشم یا جاهای حساس دیگری از بدن اصابت نموده یا بعضی سنگریزه در گلوله برفی قرار دهند که باعث دعوا می شوند.

 سرکو دنگو (آلاکلنگ) ، Serko dengo

      این بازی بین دو نفر هم وزن که همسن باشند انجام می گیرد و بیشتر مخصوص کودکان نوجوان است که یک چوب به طول حداقل دو متر آماده نموده و آنرا روی مانعی قرار می دهند بطوریکه وسط چوب روی مانع قرار گیرد و دو طرفش آزاد باشد و دو نفر روی آن سوار می شوند و بازی را ادامه می دهند. 

گوشتیل – گوشتری( Gooshi tari )

      این بازی برای نشان دادن زور و قدرت و انرژی هر فرد بکار می رود. بدین صورت است که بچه ها در یک مکان جمع شده و دو به دو با هم گوشتیل می گیرند. در موقع انجام این بازیها دستهای طرفین یکی از زیر بغل و دیگری روی کتف طرف مقابل رد شده و در پشت کمر یکدیگر قفل کرده و آماده زورآزمایی می شوند در این بازی فردی پیروز است که بتواند حریف را از زمین بلند کرده و به زمین بزند.

 چوگو ( Chogo)

      این بازی یک بازی جمعی است که طرفداران بسیاری دارد و افراد به دو دسته تقسیم می شوند و یک توپ کوچک که قبلاً از موی گاو می ساختند ولی اکنون از توپهای بادی استفاده می شود و یک چوب سر پهن حدود نیم متر آماده می کنند. برای انتخاب گروهی که بازی را شروع کند دو نفر از هر دو گروه با چوب به توپ ضربه می زنند که هر کدام فاصله بیشتری از موضع ( دک ) توپ را بفرستند گروه شروع کننده بازی شناخته می شود.

(دک ) محلی است که قبل از شروع بازی با توافق هر دو گروه بعنوان هدف معین می گردد و معمولاً با یک سنگ که حدوداً ۱۰ تا ۲۰ متر با آنها فاصله دارد مشخص می شود. دسته ای که قرار است بازی را شروع نماید در یک سوی زمین همراه یکی از افراد گروه دوم ایستاده و بقیه افراد گروه دوم در طرف مقابل و در اطراف دک پخش می شوند . فردی که در کنار گروه اول ایستاده برای افراد این گروه توپ را به هوا پرتاب می کند در این حال یکی از افراد گروه اول که چوب را در دست دارد باید فوراً با چوب به زیر توپ بزند . چنانچه چوبش نخورد تا سه مرتبه می تواند بازی را تکرار کند. کسی که قرار است با چوب به توپ بزند به محض اینکه چوب را به توپ زد باید فوراً به طرف دک بدود و مراقب باشد زمانی که گروه مقابل توپ را گرفتند و به طرف او پرتاب می نمایند به او برخورد نکند و چنانچه فرد ضربه زننده به توپ توسط گروه مقابل با توپ زده شود جای دو گروه عوض    می شود و اگر فرد ضربه زننده به توپ موفق نشود که توپ را تا سه مرتبه پرت کند توسط فردی که توپ را به هوا پرتاب می کند مورد کتک کاری قرار می گیرد و فرد اول برای جلوگیری از این امر به طرف دک می دود و چنانچه به درک رسید کسی با او کاری ندارد. 

اغادمبه (Aghadombeh)

      این بازی نیز یک بازی دسته جمعی است و طرز انجام آن بدین صورت است که کودکان و نوجوانان شب هنگام در یک مکان جمع می شوند و در یک صف منظم می ایستند و یکی از بچه ها در مکانی دورتر از بقیه می خوابد.  بچه ای که در مکان مخصوص خوابیده گرگ نام دارد و هنگام خوابیدن زانوهایش را زیر شکمش قرار می دهد. بچه هائیکه بصورت یک صف منظم ایستاده اند یکی را که از بقیه بزرگتر باشد و فنون بازی را بهتر بداند در اول صف قرار می دهند . هنگامیکه صف تشکیل شد هر نفر از پشت لباس لباس نفر جلویی دیگری را می گیرد بطوریکه مثل زنجیر به هم مرتبط شوند. پس از این کار فرد جلودار صف می گوید« آغی پسی » یعنی « آقای پشت سری » و دیگران جواب می دهند «  بله  » «  دنبه داری » «  بله » ، « بیشه داری » «  بله » تبر داری : بله! هیزم اینجاست . برویم آنرا خرد کنیم دیگران هم بدنبال او به همان شکل زنجیر ایستاده اند به راه می افتند تا به گرگ برسند. گرگ که در این موقع خوابیده است هیچ حرکتی از خود نشان نمی دهد . بچه ها یکی پس از دیگری از روی او عبور می کنند همینکه نوبت به آخرین نفر رسید گرگ از جایش بلند می شود که امکان دارد فرد آخری به زمین بیفتد و گاهی ممکن است که عبور کند در این وقع گرگ به قصد گرفتن یکی از آنها می رود که معمولاً آخرین نفر طعمه گرگ می گردد. ولی فرد جلو دار مقاومت کرده و از گرفتن یکی از یاران خود توسط گرگ ممانعت می کند و بازی به همین شکل ادامه پیدا می کند.

 قطور –  قطول (Ghatoor )

      این بازی بیشتر بین چوپانان و دختران کوچک رواج دارد. شیوه اجرای آن بدین شکل است که ابتدا چند عدد سنگ کوچک به شکل و اندازه گلوله جمع کرده و بازی را شروع می کنند. تعداد سنگها معولاً پنج عدد         می باشد. یکی از سنگها را در دست گرفته و چهار عدد دیگر را روی زمین قرار میدهند بعد سنگی را که در دست دارند به هوا پرتاب کرده و قبل از اینکه به زمین برسد یکی از سنگها را از زمین بر میدارند سپس سنگی را که برداشته اند در دست دیگر قرار داده و دوباره همان کار ار تکرار می کنند تا اینکه همه سنگاها را از زمین بلند کنند. این مرحله اول بازیست در مرحله دوم یکی از سنگها را به هوا پرتاب کرده و بقیه سنگهایی را که روی زمین قرار دارد دو تا دو تا بر می داردو در مرحله بعدی سنگها را سه تا سه تا و بعد چهار تا چهار تا و در مرحله بعدی پنج سنگ را به هوا انداخته و با پشت دست آنها را می گیرند. بعضی ها معتقدند که بازی قطور باعث خشک شدن شیر گوشفندان و گاوها می شود و همین امر باعث شده تا جنبه منفی پیدا کند.

 خنا تپک – تپ تپور Khenatapk

بازی کنان به دو گروه چند نفره تقسیم می شوند سپس جایی را برای آغاز بازی انتخاب می کنند و یکی از گروهها با توافق طرفین در محل تعیین شده چشمهای خودشان را بسته و گروه دیگر  در محلّی مخفی می شوند.  پس از چند لحظه گروه اول چشمهای خود را باز می کنند و به دنبال افراد پنهای شده می رود. در این هنگام اصطلاح ( خناتپک جاته بگه ) را بکار می برد. یعنی خناتپک جایت را بگو . افراد پنهان شده هنگامی که احساس کردند پناهگاهشان کشف شده بطرف مکان تعیین شده حرکت می کنند و در این موقع باید مواظب باشند که توسط گروه مقابل دستگیرنشوند چنانچه فردی از گروه پنهان شده دستگیر شود فردی که او را دستگیر کرده بر دوشش سوار شده و تا هدف از قبل تعیین شده به سواری ادامه می دهد. این بازی معمولاً در شب انجام می گیرد و افرادی که به آن مشغولند احساس خستگی نمی کنند و معمولاً نوجوانان به آن می پردازند.

گرنا – گرنا دوال (Gorna )

بازی کنان بعد از اینکه به دو گروه تقسیم شدند دایره ای را به اندازه ای که همه افراد در آن جای گیرند روی زمین می کشند. سپس چند طناب یا کمربند به تعداد  یک گروه از افراد بازی ، به موازات شعاع دایره گذاشته می شود. دو گروه ابتدا قرعه کشی می کنند و قرعه به نام هر گروهی که درآمد آن گروه وارد دایره شده و گروه دیگر به دور دایره جهت بردن طنابها ( کمربند ها ) حرکت می کنند . افرد داخل دایره باید از طنابها مواظبت نموده تا بوسیله افراد بیرون از دایره برده نشود. و بازیکنان خارج از دایره هم باید مراقب باشند تا بوسیله افراد و بازی کنان داخل دایره زده نشوند. اگر افراد داخل دایره فردی از گروه دیگر را با پا بزند در صورتی که فرد زننده از دایره بیرون نیاید ( یعنی حتماً یکی از پاهایش باید بیرون از دایره باشد) و به هنگام زدن پایش از نشیمنگاه به پائین فرد مذکور بخورد. جای دو گروه عوض می شود. اما اگر چنانچه افرد بیرون از دایره موفق شوند یکی یا تعداد بیشتری از طنابها را بر بایند با تمام توان افراد گروه داخل دایره را مورد حمله و کتک کاری قرار می دهند و تا زمانی که یکی از آنها زده نشود این وضع ادامه می یابد . بنابراین ممکن است تمام طنابها ربوده شوند که در آن موقع وضع افراد داخل گروه وخیم تر خواهد بود. 

پشکله غار (Peshkelaghar)

این بازی توسط دو یا چند نفر انجام می گیرد هر نفر سه گودال نسبتاً کوچک در زمین به اندازه یک عدد پرتغال ایجاد می کنند که گار یا غار معروف است. سپس در درون هر غار ۱۵ عدد فضله گوسفند (پشکل ) قرار        می دهند . اگر بازی را دو نفر انجام دهند هر یک سه غار و درون هر غار ۱۵ عدد پشکل قرار می دهند که جمعاً ۹۰ پشکل می باشند. بازی بدین ترتیب شروع می گردد که :

 ابتدا یکی از بازیگران ۱۴ عدد از پشکلهای یکی از غارهای خود را بر می دارد و یکی را درون آن باقی می گذارد و سپس آنها را زا سمت چپ به ترتیب بین همه غارها تقسیم می کند. اگر آخرین عدد شکل روی یکی از غارهای خود بیفتد آن گار بعنوان ( غوچی ) به حساب می آید . اما اگر آخرین عدد در هنگام تقسیم روی یکی از گارهای طرف مقابل بیفتد آن گار را برداشته و تنها یک عدد در آن باقی گذاشته و به همان شکل اول بازی را ادامه می دهند  و به ترتیب درهر غار یک عدد پشکل می اندازند . چنانچه دوباره آخرین عدد روی یکی از غارهای خودش بیفتد به عنوان غوچی به حساب    می آید. اگر گار غوچی انتخاب شد طرف مقابلش انجام شده به بازی ادامه میدهند به شرط آنکه روی گار غوچی طرف دانه ای نیاندازد. چنانچه اشتباهاً عددی بیاندازد قبل از آنکه طرف مقابل (تتیش پا موچش ) می تواند عددی را که انداخته بردارد و به بازی ادامه دهد. اما چنانچه طرف مقابل زودتر بگوید تیتیش باید هر چه پشکل دارد داخل گار غوچی طرف اول بیاندازد و باز نفر اول دوباره بازی را ادامه می دهد. به همین ترتیب یکی از غارهای خود را به غیر از غوچی را برداشته و به بازی ادامه می دهد. باز چنانچه دانه آخری بکار غوجی رسید باز اعداد را داخل گار غوچی طرف اول بیاندازد و باز نفر اول دوباره بازی را ادامه می دهد. به همین ترتیب یکی از غارهای بغیر از غوچی برداشته و به بازی ادامه می دهد باز چنانچه دانه آخری به گار غوچی رسید باید دانه را داخل آن انداخته و نفر دوم بازی را ادامه می دهد. بازی به همین نحو ادامه پیدا می کند تا اینکه به جز غارهای غوچی در بقیه غارها فقط یک عدد پشکل وجود داشته باشد . بعد هر نفر دانه هایی را که در غارهای خود وجود دارد برداشته و در غار غوچی می اندازد. بعد از این کار هر نفر تعداد پشکلهای داخل گار غوچی خود را شمارش می کند. پس از شمارش معلوم می شود که کدامیک از دو نفر پشکل بیشتری را جمع آوری نموده اند. طریقه شمارش بدین صورت است که هر فرد تعداد ۴۵ عدد پشکل متعلّق به خود را کنار گذاشته و بقیه را شمارش کرد بر تعداد پشکلهای خود اضافه می نماید. بعد به ازای تعداد پشکلی که هر نفر مازاد بر پشکلهای خود بدست آورده به همان میزان طرف مقابل بازی را باخته و بازی به همین منوال ادامه پیدا می کند تا اینکه طرف بازنده باخت خود را جبران نماید.

 بازی کلکله برد Kelkela Bard

منظور از کل سنگی است که بطور عمود در زمین قرار می دهند و بازی مزبور بصورت یک کلی یعنی هر طرف فقط یک کل می نشانند و بصورتهای سه کلی هم وجود دارد. در بازی یک کلی افرد در دو طرف قرار
می گیرند و هر کدام یک کل
می نشانند در یکی از دو طرف ابتدا سنگ پرتاب نموده که کل مقابل را بزند و هر نفر فقط یک سنگ می تواند پرت نماید. چنانچه کل زده شود باید دوباره آنرا بنشانند و هر کدام فقط نیم محسوب می شود و با دوبار زدن یک امتیاز حساب می شود و لازم است دو طرف جایشان را با هم عوض نمایند. اما در بازی سه کلی به این ترتیب است که دو طرفدر مقابل همدیگر قرار گرفته و هر دسته سه کل در زمین قرار دهند. و هر گروهی که زودتر کلهای خود را در زمین فرو کند بازی را شروع خواهند کرد و ابتدا کلی که در وسط قرارگرفته باید زده شود. در غیر این صورت اگر کل دیگری زده شود امتیاز بحساب نیامده و کل زده دوباره نشانده شود. هر کدام از دو طرف که زودتر موفق به زدن کلهای گروه دیگر شود جایشان را عوض کرده و به گروه مقابل ملحق می شود . و خودشان تیراندازی می نمایند از جمله قوانین این بازی این است که هر نفر فقط میتواند یک سنگ پرتاب کند مگر زمانی که موفق شود یکی از کلها را بزند که در آن صورت به تعداد کلهای زده شده می تواند سنگ اضافه پرتاب نماید و در آخر گروه برنده بر دوش گروه بازنده ساعتی را طی خواهند کرد. 

الختر  Alakhtor

بازی الختر تنها به خردسالان اختصاص ندارد و بزرگسالان نیز علاقه فراوانی به این بازی نشان میدهند . نحوه انجام آن بدینگونه است که بازی کنان همانند دیگر بازیها به دو دسته مساوی تقسیم شده و در مقابل یکدیگر قرار می گیرند. پارچه یا شیء دیگری را به کنار می گذارند ، هنگامی که دو دست در مقابل هم قرار گرفته باید هر کدام از آنها پای چپ خود را از پشت سر با دست راست بگیرد( انگشت پا را ) و با پای دیگر حرکت نمایند و مبارزه از همین جا آغاز می شود. گروهی که پارچه را در کنار خود دارند باید کاملاً مواظب باشند که هیچ کس از افراد دسته دیگر به طرف آن نزدیک نشوند . گروه مقابل هم قبلا به طر مخفیانه شخصی را برای انجام این کار انتخاب نموده اند که وظیفه اش تنها این است که خود را به پارچه برساند و با پا بر آن بکوبد، در هنگام مبارزه هر کسی کوشش می کند که طرف مقابل خود را از پای در آورد. منظور از پای در آوردن این است که او را به زمین بزند هر کس که به زمین بخورد یا پایش از دستش رها شود از بازی اخراج شده و مبارزه همچنان ادامه می یابد . تا اینکه فرد مشخص شده مغلوب گردد و یا خودشان شکست بخورند. چنانچه شخص مزبور موفق به انجام این کار شود برای سه مرتبه در مقابل هم قرار می گیرند هر کدام که مغلوب شوند کنار می رود و فرد دیگری از آن گروه با شخص غالب به مبارزه می پردازد. تا اینکه یکی از دو گروه پیروز شود. اگر گروهی که مواظب هدف بودند پیروز شدند که جبران باخت خود را نموده اند اما اگر گروه دوم پیروز شوند باید بر پشت افراد گروه مقابل سوار شده و فاصلا های را بپیمایند . این کار به همین صورت ادامه پیدا می کند. 

 

بازدید: ۱۱

نظر دهید !!!

نظر شما برای “روستای ده‌برآفتاب را بیشتر بشناسیم-قسمت چهارم-تفریحات و سرگرمی ها سادات ده بر آفتاب”

قالب وردپرس